تبليغاتX
ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش
یک توپ بسکتبال در دستان من 10 دلار می ارزد

یک توپ بسکتبال در دستان مایکل جوردن 33دلار می ارزد

بستگی دارد در دستان چه کسی قرار داشته باشد

یک توپ بیسبال در دستان من 6 دلار می ارزد

یک توپ بیسبال در دستان لاجر کلمنتس 4.75 دلار می ارزد

بستگی دارد در دستان چه کسی قرار داشته باشد

یک راکت در دستان من شیئ بی ارزش است

یک راکت در دستان آندره اگایس میلییون ها دلار می ارزد

بستگی دارد در دستان چه کسی قرار داشته باشد

یک عصا در دست من شاید فقط بتواند یک سگ عصبانی را دور کند

یک عصا در دستان موسی دریا یی را به نیم میکند

بستگی دارد در دستان چه کسی قرار داشته باشد

دو ماهی و پنج تکه نان در دستان من دو ساندویچ ماهی است

دو ماهی و پنج تکه نان در دستان عیسی می تواند هزاران نفر را سیر کند

بستگی دارد در دستان چه کسی قرار داشته باشد

پس تمام نا امیدی ها ,نگرانی ها,ترس ها ,امید ها ,و ارزوهایت را و تمام خانواده

و دوستان و اعضای فامیلت را به دست خداوند بزرگ بسپار زیرا,

بستگی دارد در دستان چه کسی قرار داشته باشد ...

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 14:35 |

                               

 

 

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 14:33 |

عشق فراموش شده

 

تو که میدونی عشق منی دوست دارم

واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم

یادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من

میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم

زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم

چرا تو لج میکنی

ابروهاتو کج میکنی

زندگیم تموم شدش برای تو

عمر من حروم شدش به پای تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

 

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 14:28 |
يک email از طرف خدا ...

امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند
کلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق
خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب
لباسي که مي خواستي بپوشي.
وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که
بايستي و به من بگويي:سلام؛اما
تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک
صندلي بنشيني. بعد ديدمت
که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت
تلفن کردي تا از آخرين شايعات
با خبر شوي. تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با
من حرف بزني.متوجه شدم
قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،سرت را به
سوي من خم نکردي. تو به
خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون
را روشن کردي.نمي دانم
تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي
آن مي گذراني؛ در حالي که
درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو
در حالي که تلويزيون را نگاه
مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از
آن که به اعضاي خوانواده ات
شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که
من
هميشه در کنارت
و براي کمک به
تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با
ديگران صبور باشي
.من آنقدر دوستت
دارم که هر روز منتظرت هستم
.منتظر يک سر تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد.
خيلي سخت است که يک مکالمه
يک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز
کمي هم به من وقت بدهي.
آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز
هم دوستت
دارم.
روز خوبي داشته باشي...
دوست و دوستدارت:خدا
+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 14:23 |

تو این وبلاگ راجع به عشق به هر چیزی گفتم جز مامانم پس این پست رو تقدیم می کنم به مامان عزیزم

مادر مهربونم دوستت دارم...

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 12:48 |

 

 
به هر کی گفتم که دوست . دیدم خیانتکاره اوست

به هر کی گفتم سلام اون برام شد یه بی کلام

به هر کی گفتم کجا برگشت به من بی وفا

به هر کی گفتم بیا رفت و فقط خاطره هاش مونده بجا

من از تبار غربتم صدام صدای اشناست

همه ادما میگن که سرنوشت دست خداست

من از دیار حسرتم یه دل دارم که با وفاست

ولی همه میشکننش شکستنش چه بی صداست

...

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 12:46 |
خدايا

خدايا كمكم كن تا ، به همه لبخند بزنم ، اما براي او گريه كنم

خدايا كمكم كن تا ، مغرور باشم ، اما براي او غرورم را له كنم

خدايا كمكم كن تا ، همه را ياري كنم ، اما او را غمخواري كنم

خدايا كمكم كن تا ، قوی و صبور باشم ، اما خود را فداي او سازم

خدايا كمكم كن تا ، با همه دوست باشم ، اما به او عشق بورزم

خدايا كمكم كن تا ، با آدم ها  زندگي كنم ، اما  براي او  بميرم ...

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 12:44 |
+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 12:42 |
+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 12:41 |

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 12:39 |


Powered By
BLOGFA.COM